راهنمایی کوتاه: استدلال استقرایی از مشاهده موارد خاص شروع میشود و به یک نتیجه کلی میرسد.
گامبهگام:
- مشاهده و جمعآوری دادهها: ابتدا چند مورد خاص یا نمونه را بررسی میکنیم. مثلاً میبینیم که قوهای اول، دوم و سوم سفید هستند.
- تشخیص الگو: بین موارد مشاهدهشده یک شباهت یا الگو پیدا میکنیم. در مثال قوها، الگو این است: «هر قویی که دیدهایم سفید بوده است.»
- تعمیم (رسیدن به قاعده کلی): بر اساس آن الگو، یک حکم کلی ارائه میدهیم. مثلاً میگوییم: «همه قوها سفید هستند.»
- نتیجهگیری: در نهایت، آن حکم کلی را به عنوان نتیجه استدلال خود میپذیریم (هرچند که در استقرا این نتیجه قطعی نیست، بلکه احتمالی است).
پاسخ نهایی: استدلال استقرایی معمولاً شامل چهار بخش اصلی است: ۱) مشاهده موارد خاص، ۲) تشخیص الگو، ۳) تعمیم و قاعدهسازی، ۴) نتیجهگیری.
مثال مشابه: فرض کن پنج بار آزمایش کردهای و هر بار با رها کردن یک شی، به سمت زمین افتاده است. با استدلال استقرایی میگویی: «هر شیئی که رها شود، سقوط میکند.» (این همان قانون جاذبه است که ابتدا به صورت استقرایی کشف شد).
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: میتوانی تفاوت استدلال استقرایی (از خاص به عام) را با استدلال قیاسی (از عام به خاص) مقایسه کنی. مثلاً در قیاس میگوییم: «همه انسانها فانی هستند. سقراط انسان است. پس سقراط فانی است.»