راهنمایی کوتاه: بیایید هر استدلال را بررسی کنیم و ببینیم آیا منطقی است یا خیر.
گامبهگام:
- ۱) استدلال اول (برق و آب): این یک قیاس است. نویسنده میگوید چون آب در لولههای بلند فشار کمتری دارد، پس برق در ساختمانهای بلند هم ولتاژ کمتری دارد. اما این قیاس ناقص است. رفتار آب (مایع) و برق (جریان الکترونها) کاملاً متفاوت است. ولتاژ برق در سیمها به عوامل دیگری مثل مقاومت سیم و طراحی مدار بستگی دارد، نه فقط ارتفاع.
- ۲) استدلال دوم (متوسط قد): این یک تعمیم از نمونه به جامعه است. اگر نمونه ۱۵ هزار نفری بهدرستی و تصادفی انتخاب شده باشد، این استدلال میتواند معقول باشد. اما اگر نمونه فقط از یک شهر یا گروه خاص باشد، تعمیم آن به کل ایران خطا است (خطای تعمیم شتابزده).
- ۳) استدلال سوم (تاکسیهای زرد): این هم یک تعمیم است. از تجربههای گذشته (تمام تاکسیهای دیدهشده زرد بودند) نتیجه میگیرد که ماشین سفید تاکسی نیست. این معمولاً درست است، اما قطعیت کامل ندارد. شاید تاکسیهای سفید هم وجود داشته باشند که نویسنده ندیده است.
- ۴) استدلال چهارم (شعر): این یک تشبیه یا استعاره است، نه یک استدلال منطقی. میگوید: «آدمی پیراهن شد حرص جوان میگردد» یعنی وقتی پیراهن میپوشی (ظاهر میگیری)، حرص و آرزوهای جوانی پیدا میکنی. و «خواب در وقت سحرگاه گران میگردد» یعنی خواب در صبح زود ارزشمند است. اینها گزارههای شاعرانه هستند و استدلال منطقی برای اثبات چیزی نیستند.
پاسخ نهایی:
- استدلال ۱: قیاس ناقص (مقایسه دو چیز ناهمگون).
- استدلال ۲: تعمیم از نمونه (اگر نمونه نماینده باشد، معقول است؛ در غیر این صورت خطا).
- استدلال ۳: تعمیم مبتنی بر تجربه (معمولاً درست اما قطعی نیست).
- استدلال ۴: بیان شاعرانه، نه استدلال منطقی.
مثال مشابه: اگر بگوییم «همه قوهایی که دیدهایم سفید بودند، پس قوی سیاه وجود ندارد» یک تعمیم شتابزده است (در حالی که قوهای سیاه در استرالیا وجود دارند).
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: درباره انواع استدلالها (قیاس، استقراء، قیاس ناقص، تعمیم شتابزده) و تفاوت منطق با شعر و استعاره مطالعه کن.