راهنمایی کوتاه: مغالطهها استدلالهای نادرستی هستند که ممکن است در ظاهر درست به نظر برسند.
گامبهگام:
- مغالطه یعنی استدلالی که در آن اشتباهی وجود دارد و نتیجهگیری را نامعتبر میکند.
- مغالطهها به دو دسته کلی تقسیم میشوند: مغالطههای صوری و مغالطههای غیرصوری.
- مغالطههای صوری: اشکال در ساختار منطقی استدلال است. مثال: «اگر باران ببارد، زمین خیس میشود. زمین خیس است. پس باران باریده.» این اشتباه است چون ممکن است زمین به دلیل دیگری خیس شده باشد.
- مغالطههای غیرصوری: اشکال در محتوا یا زمینه استدلال است و انواع زیادی دارد. برخی از معروفترینها:
- مغالطه حمله به شخص: به جای رد استدلال، به شخص گوینده حمله میکنیم.
- مغالطه توسل به اکثریت: ادعا میکنیم چیزی درست است چون بسیاری آن را باور دارند.
- مغالطه علت شمردن همزمانی: چون دو چیز با هم اتفاق افتادهاند، پس یکی علت دیگری است.
- مغالطه دوگانه نما: گزینهها را فقط به دو حالت محدود میکنیم در حالی که ممکن است گزینههای دیگری هم وجود داشته باشد.
- شناخت مغالطهها به ما کمک میکند استدلالهای ضعیف را تشخیص دهیم و خودمان استدلالهای محکمتری بسازیم.
پاسخ نهایی: مغالطهها به طور کلی به دو نوع اصلی صوری و غیرصوری تقسیم میشوند. مغالطههای غیرصوری خود شامل انواع بسیار زیادی (دهها نوع) هستند که برخی از معروفترین آنها در بالا ذکر شد.
مثال مشابه: فرض کنید کسی بگوید: «همه دانشآموزان زرنگ این مدرسه عینک میزنند. علی عینک میزند. پس علی زرنگ است.» این یک مغالطه صوری است (به شکل «همه Aها B هستند. C یک B است. پس C یک A است.» توجه کن).
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: سعی کن در مکالمات روزمره، در تبلیغات یا در مباحثههای تلویزیونی به دنبال نمونههایی از این مغالطهها بگردی. میتوانی فهرست کاملتری از مغالطههای غیرصوری (مانند مغالطه توسل به ترس، مغالطه slippery slope و...) را در کتابهای منطق پایه جستجو کنی.