راهنمایی کوتاه: منطق به معنا و درستی استدلالها میپردازد، نه به شکل ظاهری جملات.
گامبهگام:
- منطق (Logic) علمی است که دربارهٔ «درستی استدلالها» و «روابط بین گزارهها» بحث میکند. تمرکز آن بر محتوا و معناست.
- صرف و نحو (Grammar) بخشی از زبانشناسی است که به ساختار کلمات (صرف) و چیدمان کلمات در جمله (نحو) میپردازد. تمرکز آن بر شکل و قالب ظاهری جمله است.
- یک استدلال منطقی میتواند به زبانهای مختلف (فارسی، انگلیسی، ...) بیان شود. منطق به معنای استدلال نگاه میکند، نه به زبان خاص آن.
- برای مثال، گزارهٔ «همه انسانها فانی هستند» و «سقراط انسان است» را در نظر بگیر. نتیجهٔ منطقی «پس سقراط فانی است» است. منطق به این رابطهٔ معنایی توجه دارد، نه به این که این جملات در زبان فارسی با چه قاعدهای صرف یا نحو شدهاند.
- بنابراین، منطق به قواعد جهانی استدلال میپردازد که مستقل از قواعد دستوری یک زبان خاص است. پرداختن به صرف و نحو، موضوع و هدف علم منطق نیست.
پاسخ نهایی: منطق با معنا و ساختار استدلالها سروکار دارد و یک علم صوری و جهانی است. صرف و نحو مربوط به قواعد خاص یک زبان طبیعی است. از آنجا که هدف منطق بررسی درستی محتوای استدلالهاست، وارد جزئیات قواعد دستوری زبانها نمیشود.
مثال مشابه: در ریاضیات، ما مفهوم عدد «۵» را میفهمیم، چه آن را «five» بنویسیم، چه «پنج». ریاضیات به مفهوم عدد میپردازد، نه به املای آن در یک زبان. منطق نیز به همین ترتیب به ساختار استدلال توجه دارد، نه به شکل نوشتاری آن در یک زبان خاص.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: میتوانی دربارهٔ تفاوت «زبان طبیعی» (مثل فارسی) با «زبان صوری» (مثل زبان منطق گزارهها) تحقیق کنی. همچنین، مقایسهٔ علم منطق با علم زبانشناسی (Linguistics) میتواند جالب باشد.