راهنمایی کوتاه: انبساط جهان هم یک کشف علمی است و هم در متون دینی اشاراتی به آن شده است.
گامبهگام:
- ۱) مفهوم علمی: در علم فیزیک و نجوم، انبساط جهان به این معناست که کهکشانها در حال دور شدن از یکدیگر هستند. این پدیده ابتدا توسط ادوین هابل مشاهده شد و نظریه مهبانگ (بیگبنگ) آن را توضیح میدهد.
- ۲) نگاه دینی: در متون اسلامی، آیاتی از قرآن کریم وجود دارد که توسط برخی مفسران به گسترش و توسعه جهان تفسیر شدهاند. برای مثال، آیه «وَالسَّمَاءَ بَنَیْنَاهَا بِأَیْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ» (ذاریات: ۴۷) که در آن «لموسعون» به معنای «گسترشدهندگان» است، میتواند اشارهای به این پدیده باشد.
- ۳) رابطه علم و دین: در نگاه اسلامی، علم، کشف قوانین و اسرار آفرینش خداست. بنابراین، کشف علمی انبساط جهان، میتواند تأییدی بر عظمت و نظم حاکم بر آفرینش باشد و درک ما را از آیات تکوینی خدا (آیاتی که در طبیعت است) عمیقتر کند.
- ۴) تفاوت در روش: علم با ابزار مشاهده، آزمایش و مدلسازی ریاضی به دنبال «چگونگی» پدیدههاست (مثلاً نرخ انبساط). دین بیشتر بر «چرایی» و هدف آفرینش تأکید دارد و آن را نشانهای از قدرت و علم بیپایان پروردگار میداند.
- ۵) جمعبندی نگرش: این دو دیدگاه لزوماً در تضاد نیستند. میتوان انبساط جهان را هم به عنوان یک واقعیت علمی پذیرفت و هم آن را نشانهای از قدرت الهی و صحت ادعای قرآن درباره گسترش آسمانها دانست.
پاسخ نهایی: انبساط جهان یک واقعیت علمی اثباتشده است که با نظریه مهبانگ توضیح داده میشود. در نگاه دینی، آیاتی از قرآن کریم (مانند آیه ۴۷ سوره ذاریات) وجود دارد که توسط بسیاری از مفسران به گسترش آسمانها و جهان تفسیر شده است. این موضوع میتواند نشاندهنده هماهنگی بین یافتههای علمی جدید و اشارات متون دینی باشد.
مثال مشابه: کشف مراحل رشد جنین در علم پزشکی، با آیاتی از قرآن که به مراحل آفرینش انسان اشاره میکند (مانند آیات سوره مؤمنون) هماهنگی دارد. در هر دو مورد، علم «چگونگی» را کشف میکند و دین بر حکمت و هدف آفریدگار در این فرآیند تأکید میورزد.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: میتوانی درباره «نظریه مهبانگ» و همچنین تفسیرهای مختلف مفسران بزرگ (مانند علامه طباطبایی در المیزان) درباره آیات مربوط به آسمان و گسترش آن تحقیق کنی. مقایسه روش علم (تجربی) و روش دین (وحیانی) در شناخت جهان نیز موضوع جالبی برای بررسی است.