راهنمایی کوتاه: این پرسش درباره تأثیر دو جریان فکری مهم در فرهنگ غرب است.
گامبهگام:
- ۱) ابتدا دو مفهوم را جداگانه بررسی میکنیم: «اصالت بخشیدن به انسان» (اومانیسم) و «افول روشنگری» (عصر خرد).
- ۲) اصالت انسان در قرن بیستم بر ارزشهای فردی، آزادی و تجربه شخصی تأکید داشت.
- ۳) افول روشنگری به معنای کاهش اعتماد مطلق به عقل و علم بهعنوان تنها راه حل بود.
- ۴) ترکیب این دو جریان منجر به «بازگشت نگاه معنوی» شد؛ یعنی مردم دوباره به معنویت، عرفان و ابعاد غیرعقلانی وجود علاقه نشان دادند.
- ۵) نتیجه نهایی این بود که فرهنگ غرب از یک نگاه صرفاً مادی و عقلمحور فاصله گرفت و فضایی برای ادیان جدید، فلسفههای اگزیستانسیالیستی و جستوجوی معنا باز شد.
پاسخ نهایی: این فرآیند منجر به شکلگیری فرهنگی چندبعدی در غرب شد که همزمان هم به علم احترام میگذارد و هم به دنبال معنا و روحانیت در زندگی است. به عبارت دیگر، توازنی جدید بین عقل و احساس، ماده و معنا ایجاد کرد.
مثال مشابه: مانند این است که در یک خانواده، پس از سالها تأکید فقط بر موفقیت مالی و تحصیلی، ناگهان اعضا به ارزشهایی مانند عشق، هنر و معنویت نیز توجه کنند.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: میتوانی درباره «اومانیسم سکولار» و «نقد پسامدرن از روشنگری» تحقیق کنی. کتابهای درسی جامعهشناسی پایه دوازدهم معمولاً بخشی درباره تحولات فکری غرب دارند.