راهنمایی کوتاه: این پرسش دربارهٔ تأثیر دو جریان فکری مهم در فرهنگ غرب است.
گامبهگام:
- اصالت بخشیدن به انسان (اومانیسم) در قرن بیستم بر ارزشهای فردی، آزادی و تجربهٔ شخصی تأکید میکرد.
- بازگشت نگاه معنوی به معنای توجه دوباره به دین، عرفان یا جستجوی معنا فراتر از علم محض بود.
- افول روشنگری به معنای کمرنگ شدن اعتقاد به این که عقل و علم به تنهایی میتوانند همهٔ مشکلات بشر را حل کنند.
- ترکیب این سه روند — تأکید بر فرد، جستجوی معنویت و تردید در عقل محض — منجر به تکثرگرایی (پلورالیسم) فرهنگی و فکری شد.
- در نتیجه، فرهنگ غرب از یک الگوی واحد (مثل عقلگرایی شدید روشنگری) فاصله گرفت و فضایی برای مکاتب مختلف فکری، هنری و معنوی ایجاد شد.
پاسخ نهایی: این تحولات منجر به شکلگیری جامعهای چندصدایی شد که در آن هم عقل، هم احساس، هم فرد و هم معنویت جایگاه خود را داشتند. دیگر یک ایدئولوژی مسلط (مثل عقلگرایی افراطی) وجود نداشت.
مثال مشابه: در هنر، سبک رئالیسم (که بر مشاهدهٔ عینی تأکید داشت) جای خود را به اکسپرسیونیسم (که بر احساس درونی هنرمند تأکید میکرد) و حتی هنر انتزاعی یا معنوی داد.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: دربارهٔ مکاتب فلسفی مانند اگزیستانسیالیسم (که بر آزادی و مسئولیت فرد تأکید میکند) و پستمدرنیسم (که به تکثر باورها معتقد است) تحقیق کن. این مکاتب نتیجهٔ همین تحولات فکری هستند.