راهنمایی کوتاه: در اینجا یک داستان کوتاه و ساده درباره کشف یک فسیل برایت مینویسم که میتوانی از آن ایده بگیرید.
گامبهگام:
- ۱) ابتدا شخصیت اصلی داستان را معرفی کن: مثلاً یک کودک کنجکاو به نام سارا.
- ۲) ماجرا را شروع کن: سارا در یک روز بارانی با خانواده به موزه تاریخ طبیعی میرود.
- ۳) نقطه اوج داستان: او در بخش فسیلها، یک فسیل زیبا از یک ماهی قدیمی میبیند و از راهنمای موزه درباره آن میپرسد.
- ۴) راهنمای موزه توضیح میدهد که فسیلها چگونه از جانوران و گیاهان قدیمی به جا ماندهاند.
- ۵) پایان داستان: سارا با الهام از این بازدید، تصمیم میگیرد یک مجموعهدار فسیل شود.
پاسخ نهایی: یک داستان انگلیسی سهصفحهای درباره فسیل باید دارای شروع (معرفی شخصیت و مکان)، میانه (کشف یا یادگیری درباره فسیل) و پایان (نتیجهگیری یا تغییر در شخصیت) باشد. میتوانی از ایده بالا استفاده کنی و آن را با جزئیات بیشتر بنویسی.
مثال مشابه: عنوان داستان میتواند "The Amazing Fossil Discovery" باشد. صفحه اول: معرفی سارا و رفتن به موزه. صفحه دوم: توصیف فسیل و گفتوگو با راهنما. صفحه سوم: تصمیم سارا برای آینده و خاطرهای که از موزه به جا میماند.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: میتوانی درباره انواع فسیلها (مانند فسیلهای جانوری یا گیاهی) تحقیق کنی و هر نوع را در یک پاراگراف از داستانت توصیف کنی. همچنین میتوانی از کلمات ساده انگلیسی مانند fossil, museum, ancient, discovery استفاده کنی.