یه خروس کوچولو بود که خیلی خوشگل بود. صبحها زود از خواب پا میشد و میخواند: کوکوکوکو! همهی حیوونا رو بیدار میکرد تا روزشون رو شروع کنن.
یه روز خروسه تصمیم گرفت بره توی باغچه و یه کم بچرخه. دید یه کرم کوچولو داره میخزه. گفت: سلام کرم کوچولو! کرم گفت: سلام خروس جان!
- خروسه پرسید: اینجا چه کار میکنی؟
- کرم گفت: دارم میرم یه جای خنک تا گرما اذیتم نکنه.
خروسه گفت: منم میام باهات. با هم رفتن و کلی خوش گذروندن.