راهنمایی کوتاه: در این مصرع شاعر از چند آرایه ادبی جالب استفاده کرده است.
گامبهگام:
۱) ابتدا کمی درباره عبارت بدانیم: «سرو گوش بگرفت و بالش دلیر» یعنی سرو (درخت بلند و زیبا) گوش خود را گرفت و بازوی شجاع خود را... در شعر، سرو معمولاً比喻 یک انسان زیبا و بلندقامت است.
۲) آرایه تشخیص (شخصیتبخشی): سرو یک درخت است، اما شاعر به آن کارهای انسان مانند «گوش گرفتن» و داشتن «بال» را نسبت داده است. این یعنی به موجود بیجان، رفتار انسانی داده شده که به آن «تشخیص» میگویند.
۳) آرایه استعاره: شاعر «سرو» را به جای انسان به کار برده است. وقتی واژهای بهخاطر شباهت به جای واژه دیگر بیاید و کلمهی اصلی (مشبه) حذف شود، استعاره میسازد. اینجا «سرو» استعاره از یک شخص زیبا و راستقامت است.
۴) آرایه کنایه: «گوش بگرفت» در اینجا کنایه از «گوش دادن» یا «بیاعتنایی کردن» است. شاعر بدون اینکه مستقیم بگوید، با این عبارت معنیای دیگر را رسانده است. همچنین «بالش» (بازویش) ممکن است کنایه از قدرت و شجاعت باشد.
۵) آرایه مراعات نظیر: کلمات «گوش» و «بال» (بازو) هر دو از اعضای بدن هستند. شاعر با آوردن این دو واژه مرتبط به هم، زیبایی شعر را بیشتر کرده است.
پاسخ نهایی: آرایههای بهکاررفته در عبارت «سرو گوش بگرفت و بالش دلیر» عبارتند از: تشخیص (شخصیتبخشی)، استعاره، کنایه و مراعات نظیر. هر یک از این آرایهها به شعر زیبایی و عمق بیشتری داده است.
مثال مشابه: در مصرع «گل خندید و بلبل نغمه خواند» هم گل که یک گیاه است، خنده کرده (تشخیص). و یا در «دل چون سروِ بلندت» سرو استعاره از قدِ بلند است.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: میتوانی کتاب «آرایههای ادبی» از سری کتابهای کمکدرسی فارسی را مطالعه کنی یا شعرهای حافظ و سعدی را با دقت بیشتری بخوانی تا آرایههای بیشتری پیدا کنی.