سلام! خیلی خوبه که داستان "تپههای کوچک" رو با دقت میخونی و سوال میپرسی. بیا با هم این قسمت رو بررسی کنیم.
راهنمایی کوتاه: در داستان، تپه کوچک یک چیز طبیعی و کوچک رو در دهانش میگذاره.
گامبهگام:
- ۱) داستان رو دوباره مرور کن: تپههای کوچک در حال بازی و کشف طبیعت هستند.
- ۲) به قسمتهایی که تپه کوچک مشغول جمعآوری چیزهاست توجه کن.
- ۳) در یکی از صحنهها، تپه کوچک چیزی رو از روی زمین برمیداره.
- ۴) این چیز یک دانه یا یک چیز کوچک طبیعی است که در طبیعت پیدا میشود.
- ۵) تپه کوچک آن را در دهانش میگذارد تا جایی امن برایش باشد.
پاسخ نهایی: تپه کوچک یک دانه را در دهانش گذاشت. در داستان، تپهها معمولاً دانهها، برگهای کوچک یا چیزهای طبیعی رو جمعآوری میکنند و تپه کوچک این دانه را برای کاشتن یا نگهداری در دهانش قرار داد.
مثال مشابه: مثل وقتی که یک سنجاب یک بلوط را در دهانش میگذارد تا آن را به لانهاش ببرد و برای زمستان ذخیره کند.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: فکر کن چرا تپه کوچک دانه را در دهانش گذاشت؟ شاید میخواست آن را بکارد یا از آن مراقبت کند. در داستانهای دیگر هم شخصیتها چیزهای مهم را در مکانهای امن نگه میدارند.
یادآوری ایمنی: در زندگی واقعی، هیچ چیز ناشناختهای را در دهان نگذار چون ممکن است آلوده باشد یا باعث خفگی شود.